تبليغاتX
ورداورد - هفته ای گذشت و عمری که رفت

جمعه بیست و پنجم آبان 1386

هفته ای گذشت و عمری که رفت

1-به نام لطيف كرم گستر كارساز،اين را اول يك كارت دعوت مدرسه دوران راهنماييم  نوشته بودند كه والدين را به جلسه اي دعوت مي كرد .شايد اولين جلسه موسسه مصباح كه من كم سال مجري اش بودم.از آن روز ديدم چه عبارت به قاعده ايست و اول  بعضي مطالبم نوشتمش.

2-ديشب كه گذشت گزارش البرادعي  در آمد.چيز توپي بود؛ همان ساعت اول هول متن اصلي را كاويدم.چيز مشتي در آمده.دو تا از ادعا ها تكراري است  ولي اعلام حل مسئله  p1 و p2  خيلي خوب از كار درامده بود .لحنش قوي تر از اعلام حل مسئله پلوتونيم بود .فرانسه و انگليس اعلام كردند كه اگر مذاكرات ايران با سولانا جواب ندهد تحريم مي كنيم و اين يعني آنكه آژانس را از فهرست اميدهايشان حذف كرده اند.چين چند دقيقه بعد از گزارش اصلا مذاكرات 5+1 را ترك كرد.ياد آن شعار كه براي بچه هاي علم و صنعت نوشته بودم و كلي حرف و حديث سرش در آمد به خير:5+1=1+1+1+1+1+1

                                                        

3-واكنش تابناك به شعار بالا خوشمزه بود و نشان داد درست از آب درش نيا ورده ام!

4-موجي راه افتاده بين وبلاگ نويس هاي خيزشي و غير خيزشي كه فعلا و موقتا وبلاگشان را به تعليق در آورده اند مثل:بحر و کتب و دیده بان.خوب نيست.كاريكاتوري در گل آقا چاپ شده بود كه  بالا نوشتش چنين بود:"نوشتن براي نويسندگان مثل نفس كشيدن است" و به مناسبت كاريكاتوري كشيده بودند.نه كه نويسنده باشم ولي نوشتن براي من هم مثل نفس است.خيزش براي من راه نفس بود!حالا كه نيست اين وبلاگ و گاه و بيگاه نوشتن براي نشريه فانوس دانشگاه تهران  تنفس مصنوعي است.

5-گفتم خيزش!آي خيزش!مجله نبود براي ما .مكتب بود.ياد جلسه هاي تحريريه اش بخير .وقتي هادي از عصبانيت سرخ شده بود.وقتي من تازه وارد، نشستم روبروي امير آقا و مجيد آقا و آرمان كه  "خاطرات يك مسئول1" را بخوانم.حالا كه مي خوانمش تازه مي فهمم چه بي كله بوده ام .گرته برداري ناقلايانه! از خاطرات هاشمي!آي خيزش...

                                                  

                                            خيزش             

6-پاچال:"جايي كه طلاب شهر هاي مختلف در بدو ورود به قم به آن مي رفتند تا استقرار يابند"مجمع حزب الله پا چال من بود.من ،اينجا در دانشگاه تهران له له يك پاچال را مي زنم .جايي كه خودم باشم!سخت مي گذرد اينجا.

                                       مجمع              

7-دعا كنيد.اينبار كم ربط نوشتم؛ دلم گرفته  بود با شما كه خواننده وبلاگم باشيد درد دل كردم.همين.

8-يانگوم هم تمام شد .خداحافظ.

نوشته شده توسط مهندس بعد از این سابق در 22:17 |  لینک ثابت   •