دوشنبه شانزدهم خرداد 1390

در سوریه چه میگذرد؟

 

اشاره: آنچه در پی می آید مشاهدات مستقیم نگارنده از سوریه است که مربوط به سفر اخیر وی به بلاد شامات می شود. سفر این جانب همزمان با بخش مهمی از وقایع سوریه از جمله مناقشات لاذقیه، درعا و دمشق بود. امید که بتوانم چیزی از حقیقت را به خواننده عزیز منتقل کنم .

1.     روی صندلی هواپیما ننشسته بودیم که همسفرم سر صحبت را با صندلی کناری باز کرد. زن از اهالی سوریه بود و برایمان از تظاهراتی در مسجد اموی گفت که 4 کشته داشته است. تاکید می کرد که نیروهای امنیتی سوریه عامل این کشتار بوده اند. این حادثه در واقع شروع فاز جدی درگیری ها در سوریه بود. گوشه ذهنم صدقه ای کنار گذاشتم.!

2.     در واقع پیش از آن هم یک خیزش فیس بوکی برای اجتماع در شهرهای حلب و دمشق اعلام شده بود، که به دلیل عدم حضور مردم حتی نیازی به حضور نیروهای امنیتی هم نشد. کشتار در مسجد اموی نخستین فاز از رسانه ای شدن تحولات در دمشق بود.

3.     سه روز  بعد  جمعه بود و من از کنار مسجد اموی می گذشتم. فضا به شدت امنیتی بود و محیط پر از نیروهای قوات الامن سوری! بیایید یک تصور را اصلاح کنیم. وقتی  از نیروهای قوات الامن  نام می بیرم نباید یکسری نیروی ضد شورش سیاه پوش توی ذهنمان بیاید که چهار  شانه اند و منظم و به  ردیف کنار هم ایستاده اند. بر عکس، لباس فرم خردلی رنگی دارند و در بسیاری از موراد حتی مسلح نیستند.  به اندازه ای که از یک نظامی می توان انتظار داشت خوش مشربند. بیشتر کارکرد تامینی دارند تا کار کرد تهاجمی. یک جور انتظاماتند خلاصه.

4.      دوستم دوان دوان و فراری از مسجد اموی به سوی حرم حضرت رقیه آمده. نقل می کند که امام جمعه بالای منبر از ارض شام می گفته و از لزوم وحدت و اینکه آدمها چه موافق حکومت چه مخالف باید حرمت وحدت کشور را حفظ کنند. کلا اینجا با نماز جمعه های  مسجد النبی و مسجد الحرام فرق دارد. در عربستان حتی در ایام کودتای بندر بن سلطان که خیابان ها پر از تانک بود هم خطیب جمعه درباره اوقات فراغت جوانان حرف می زد! ...

5.     دوستم که آرام شد گفت وسط سخنران خطیب جمعه مسجد اموی یک گروه ریخته اند وسط نماز جمعه در حدود 200 نفر و فریاد کشیده اند بروح بالدم نفدیک یا درعا و یکیشان هم آمده جلوی منبر و لیچار بار خطیب لرازن کرده. البته باید دانست که نماز جمعه آنجا کلا 1000 نفر جمعیت دارد و 200 عدد قابل توجهی است بین 1000 تن. واکنش نیروها هم بستن درب مسجد بوده. خدا رحم کرد که رفیق ما به موقع از مسجد بیرون آمده بود و گرنه به جرم سرکوب خونین مردم توسط ایرانیها الان هدلاین فاکس نیوز بود!

6.     همان ظهر کذایی در میدان مرجع، تظاهرات مخالفان بشار جان گرفته بود، شعارها همه طیفی داشت، سلفی بود، اقتصادی بود، آزادی هم. و این روزگار ایست که سلفیون از آزادی سخن می گویند! در ست دویست متر آنطرفتر  طرفدایان بشار اسدند. هم تعداد تظاهرات مخالفان و حتی کمی بیشتر. عکس او را در دست گرفته اند و رقص عربی می کنند! پلیس نظاره گر است و حائل.  در هیچ یک از  طرفین هیچ شعاری علیه حزب ا... و ایران نیست.

7.     عصر بی بی سی عربی برنامه ویژه گذاشته درباره درعا و دمشق. یکی زنگ می زند و با بغض زورکی- خیلی هم زورکی!- سیدتی العزیزه بار مجری بی بی سی می کندو شرح می دهد که نیروهای ایرانی چطور مردم را به خاک و خون کشیده اند. با  همسفرم به هم نگاه می کنیم و به دستهامان که خونی است یا نه!  

8.     دروغها درباره سوریه گل درشت است از درعا به عنوان یک شهر 300000 نفره یاد می شود که مرکز مهمی است و همه می دانند  که درعا یک شهر مرزی است با 75000 نفر جمعیت. پس فردا رویترز از بابت آنکه طی یک اشتباه تظاهرات یک جای دیگر را به جای درعا نشان داده عذر میخواهد. جنگ رسانه هعاست و صدا و سیما هم به سبک احمد شاه اعلام بی طرفی مطلق کرده .سکوت کاملی  که با توجه به همپیمانی ایران و سوریه جمعی از  ایر انیان را به یقین می رساند که در سوریه الان  حمام خون است و چه سرکوب ها که نمی شود.

9.     با همه حرف می زنم، هتلدار، تاکسی و مغازه دار. موافق و مخالف بشار درشان پیدا می شود. موافقان لااقل میان راننده تاکسی ها پر تعداد ترند. مخالفان هم از اوضاع بد اقتصادی می نالند و معتقدند هر کس به حزب نزدیکتر باشد بیشتر به پول می رسد و این که  یافتن شغل دستکم 9 ماه زمان می برد.

10. سوریه سرزمین عجیبی است. یک تکه از شامات که بعد از کنده شدن فلسطین و لبنان نوعی تنوع قومی عجیب در آن باقی است. سنی هایش همه جوری هستند. سلفی و شافعی و...قدرت در اختیار یک رییس جمهور علوی است. علویان به فتوای امام موسی صدر شیعه حساب می شوند. نکته مهم آن است که علویان مقیم سوریه و جنوب ترکیه به دلیل سالها فشار مذهبی ترکهای عثمانی اولین مستقبلان سکولاریسم در منطقه بوده اند. چرا که در سایه سکولاریسم امکان پیشرفت اداری برای آن ها هم مهیا بود. از همین رو حکومت امروز سوریه هر چه نباشد سکولار است و کسی هم مدعی  تبعیض قومیتی نیست. در سوریه قدرت بیش از آنکه در اختیار علویون باشد در اختیار ارتش است و این دو مفهوم علیرغم همپوشانی  دو اتفاق حقوقی جدایند.

11. لیست سایت اسرائیل نیوز را نگاه می کنم. تعداد کشته گان نظامی وقایع اخیر بیشتر از غیر نظامیان است! با این همه بیشترین مانور رسانه ای روی سفاکی ارتشی هاست.  بشار از شدت عمل نیروهای نظامی عذر خواهی می کند هر چند که این سئوال جدی و مهم  وجود دارد که آیا همه ارتش به یکسان پشتیبان رییس جمهور است؟

12. طبقه متوسط سوریه عوض شده است. این را هر مسافری که سری به پاساژهای تازه ساز سوریه می زند  می فهمد. به وضوح نسل جدید نقش موتور محرکه جامعه را ایفا می کند. سالهای توام با آرامش نسبی و بدون جنگ باعث شده تا شبیه به آنچه در ترکیه اتفاق افتاد بخشی از بدنه پایین جامعه تا حد طبقه متوسط بالا بیایند. این نسل تازه به طور نسبی طرفدار بشار اسد هستند و این موقعیت او را از وضعیت کاملا نظامی پدرش جدا متمایز می کند. شما می توانید آنها در مجتمع های تجاری ای که به و ضوح با حمایت دولت ساخته شده اند ببینید.  این گروه تازه محجبه هستند. رویکرد مثبتی به مقاومت دارند. تغییرات اجتماعی سالهای بعد از حافظ اسد را خیلی ها بر نمی تابند. ارتشی ها که امیدوار بودند بشار یک عامل اجرای فرامین شورای انقلاب باشد، سلفی ها که مقاومت و آرامش به یک اندازه بدشان می آید. تکنو کراتهای رژیم حافظ اسد که نسل تازه قدرت گرفته را تهدید می انگارد و منافع ملی آخرین موضوع مورد توجه است.

13. سوریه کشوریست که سالهاست تحت و ضعیت فوق العاده است. اما اگر گمان کنید که با فضای بسته ای شبیه به عراق دوران صدام مواجهید اشتباه بزرگی است. حتی در سالهای پایانی اسد بزرگ هم ، به راحتی با مغازه دارهایی مواجه می شدید که بی ترس از ایرانی بودن شما از اسد و مقاومت و ایران به یکسان انتقاد می کردند( فحش می دادند!) و قسم می خوردند که برقی که دیشب از لامپهاشان رفته به جنوب لبنان صادر شده است! وضعیت حالت فوق العاده بیشتر یادواره ای از سنت دوران پیش از اسد هاست.

14. شب نا آرامی ها درعا بشار اسد به تلویزیون آمد و از طرفدارانش  خواست که به هواداری او به خیابان ها بیایند. شب بود که به میدان مرجع بازگشتم. قطار ماشینهایی از همه شکل از هیوندا و پژو تا وانت قراضه پشت هم قطار بودند. تظاهرات به و ضوح خودجوش بود و هیچ نظم و ترتیب دولتی ای در آن به چشم نمی خورد. مردم عصبانی بودند که رویترز تظاهرات هواردان بشار را به عنوان تظاهرات مخالفان بشار نشان داده است!

15. ناآرامی های سوریه بیش از هرکس برای بشار یک فرصت است. این وقایع باعث شد او به طور کامل از زیر نام پدر بیرون آید. از شدت عمل خارج از کنترل ارتش به شدت انتقاد کند و همسلکان پدر را که اورا یک ناآزموده سیاسی می دانند به جرم همین  شدت عمل کنار بگذارد. نقطه قوت آن است که حتی هنوز هم اکثریت سوری ها اگر حکومت را هم مقصر بدانند شخص بشار را هدف نمی گیرند و شعار ها بیشتر حول ماهر الاسد و ... چرخ می خورد تا خود بشار.

16. مرد زنگ زده بود به بی بی سی عربی و می گفت این ها که ما را قتل عام می کردند اصلا عربی بلد نبودند، فارسی حرف می زدند. یاد وقتی افتادم که می گفتند این ها که در تهران در نقش پلیس اند اصلا فارسی بلد نیستند عربند!

 

نوشته شده توسط دکتر بعد از این سابق در 9:41 |  لینک ثابت   •